محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
104
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شرح و تفسير شريف رضى مىگويد : ابن عباس كارگزار امام عليه السّلام در بصره بود . « 1 » امام عليه السّلام نامهاى به اين مضمون براى او فرستاد . ( أن البصره مهبط إبليس و مغرس الفتن ) اين عبارت كنايه از فتنهها و گمراهىهاى فراوانى است كه در بصره رخ مىدهد . اين شهر پناهگاه مفسدان و شورشيان روى زمين است . . . نخستين دسيسه بزرگ اسلام در اين شهر رخ داد كه رهبران و سركردگان جنگ جمل را در خود جا داد و مردم آن در زير پرچم آنان جنگ كردند و مردم شام را به نافرمانى گستاخ كردند . ( فحادث أهلها بالإحسان إليهم ) با مردم بصره مهربان باش و با نيكى كردن به ايشان آنها را به خود نزديك ساز ؛ به آن اميد كه به تو اعتماد كرده و سخن تو را گوش دهند و فرمان تو را اطاعت كنند : « هميشه بدى خلق را به بهترين عمل پاداش ده تا همان كس كه گويى با تو بر سر دشمنى است ، دوست و خويش تو گردد . » « 2 » ( و احلل عقده الخوف عن قلوبهم ) مردم بصره به سپاه جمل پيوستند و چون اين جنگ به ناكامى گراييد ، سر تسليم فرود آوردند و از رفتار حسابرسانه امام عليه السّلام بيم داشتند . بنابراين امام عليه السّلام به كارگزار خود سفارش كرد كه با ايشان نيكو رفتار كند و بيم آنها را از بين ببرد . ( و قد بلغنى تنمرك لبنى تميم و غلظتك عليهم . . . ) بسيارى از آنها از پايههاى جنگ جمل بودند . ( و إن بنى تميم لم يغب
--> ( 1 ) . عبد اللّه بن عباس كارگزار امام عليه السّلام در بصره بود و به سبب همراهى بنى تميم با اصحاب جمل بر آنان سخت گرفت و گروهى از آنان نيز شكايت نزد امام عليه السّلام بردند و امام عليه السّلام اين نامه را برايش نوشت . نك : شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد : 15 / 125 و 132 . ( 2 ) . ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ فصلّت / 41 : 34 .